«بهار پيراهن »
کنار آینه در زیر سقف بی روزن
چه اتفاق قشنگی ست با تو رقصیدن
چمن چمن غزل از چشم هات می ریزد
بخوان غزل، غزل عاشقانه ای بامن
مگر که پنجره ی من پر از بهار شود
کنار من بنشین مثل لاله و لادن
کنار پنجره لبریزم از شب آفاق
در آسمان تماشای من تویی روشن
چقدر عاشق موسیقی صدای تو ام
ددم ددم دددم دم تتن تتن تن تن
فراخ مثل شب سبزه زاری و دل من
چو آهویی است در آن سبزه زار تو مثلا
کنار حوصله ی صبح لذتی دارد
شکوفه های به از چشم های تو چیدن
تو مثل زمزمه ی عاشقانه شیرینی
تو مثل صبح و صدایی تو مثل آویشن
به شکل آینه از چشم هات لبریزم
اگرچه گم شده ای در بهار پیراهن
+ نوشته شده توسط شعبان کرم دخت در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت
15:42 |
